""" اگه مي خواي عاشق کسي بشي اول عاشق اون بالايي شو بعدش ديگه عمرا عاشق کسي بشي """

دانی  که  چرا  مهر  جبین خاک حسین است؟

چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است !

 

 

دانی  که  چرا  چوب  شود  قسمت  آتش؟

بی حرمتیش بر لب ودندان حسین است !

 

 

دانی  که  چرا  آب  فرات  است  گل آلود ؟

شرمنده  ز لعل  لب  عطشان  حسین  است !

 

 

دانی  که  چرا  کعبه ی  حق  گشته  سیاهپوش  ؟

یعنی   که   خدا   هم   عزادار   حسین   است ...؟!؟


 


 


 

 

 

 

 

 

+ تاريخ ٦ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ نويسنده :...تنهاترین عاشق:... نظرات ()

اعتراف می کنم چند سال پیش با یکی از دوستام  (البته زیاد هم صمیمی نبودیم) سوار تاکسی

بودیم وسطای راه که رسیدیم دوستم دستشو کرد تو جیبش که کرایه رو حساب کنه ...منم

با داد و فریاد دستشو گرفتم و گفتم ... عمرا اگه بذارم حساب کنی ....اصلا ...به هیچ وجه ...

از دستت ناراحت می شم !!! و از این حرفا که یهو دوستم گفت : نوکرتم ...دستمو شکوندی

بابا یک دقیقه صبر کن ...می خوام گوشیمو از جیبم در بیارم یعنی من ( سنگ رو یخ شدن)

رو اونجا با تمام وجود احساس کردم .

 

اعتراف می کنم وقتی که بچه بودم بدون  اجازه مامان و بابا تلویزیون روشن کردم چند

دقیقه قبل از اومدنشون برای اینکه متوجه نشن با یک پارچ آب روی تلویزیون ریختم تا

زودتر خنک بشه .

 

اعتراف می کنم بچه که بودم مجری برنامه کودک  می گفت : نقاشی هاتو واسم بفرستید

منم نقاشی می کشیدم و ازپشت تلویزیون ( از اون مدل مبلی های قدیمی) می نداختمش تو .

همش هم منتظر بودم نقاشی هامو نشون بده ....و وای از اون روزی که تعمیر کار اومد

وقتی پشت تلویزیون و باز کرد .....

 

 

اعتراف می کنم بچه که بودم خانواده منو صبح از خواب بیدار می کردن که برم نون بگیرم

منم که اعصابم بهم می ریخت می رفتم تو صف نونواییمی خوابیدم و بعد می اومدم و

می گفتم نون تموم شد بعد یکی دو روز اومدن تو صف (موقع خواب) مچم و گرفتن ...

 

اعتراف می کنم وقتی بچه بودم سنجاقکها رو خیلی دوست داشتم ...یه قرقره بر میداشتم

نخ رو از یه طرف می بستم به دمش از ته قرقره پروازش می دادم بدبخت بی حال می شد

غش می کرد دیگه پرواز نمی کرد بعضی اوقاتم دوس داشتم غذایی که می خوره کجاش

می ره سرشو یهو از تنش جدا می کردم می دیدم معده ش به کله ش آویزونه ....

 


 

اعتراف می کنم می کنم 5 ساله م بود مامانم می خواست بره نونوایی منم پیله ش شدم

من می خوام برم نونوایی به هر حال سبد نون و ازش گرفتم و بابام بهم گفت رفتی اونجا

از نفر جلوییت بپرس صف 2تایی ها کجاست ؟ پشت سرش وایستا منم خوشحال راه

افتادم 5 دقیقه نگذشته بود گریون برگشتم بابام پرسید بهت نون ندادن ؟ گفتم نه !

گفت صفتو گرفتن ؟ گفتم نه ! گفت: پولتو ازت گرفتن؟ گفتم نه ! گفت پس چرا گریه

می کنی؟ گفتم چون کسی نبود ازش بپرسم صف دو تایی کجاست ؟!!

 

 

اعتراف می کنم بچه که بودم براده های پاکن رو جمع می کردم می ذاشتم تو یخچال

منجمد بشه تا دوباره پاکن به دست بیاد ولی هیچ وقت درست نمی شد !!!

 


 

 

+ تاريخ ۳ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ نويسنده :...تنهاترین عاشق:... نظرات ()

1_ هیچ وقت مجبور نیستی به تعدا موهای سرت بری خواستگاری .کافیه فقط یه 

 "بله " کوچلو بگی  اونم با هزار منت و ناز  ...     

2_ به سادگی آب خوردن می تونی چند پسر و تو کوچه به جون هم بندازی

 

3_هیچ موجودی تو دنیا مثل تو اینقد ریز بین و با دقت نیست که در یک نگاه مارک

کفش زری خانم یا مدل موی کبری خانم و بفهمه .

 

4_خوب می تونی نقش بازی کنی ....

 

5_اونقدر همه چی رو زود می گیری که شش سال زودتر از آقایون به تکلیف

می رسی

 

6_بزرگترین پوئن : خیالت از بابت سربازی راحته ! صد سال سیاه هم دانشگاه قبول

نشی ککتم نمی گزه .

 

7_تو اماکن عمومی می تونی با خیال راحت جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال 

کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدای نکرده دستشو بلند کنه !

 

8_ در تاریخ جهان به زیرکی معروفی .

 

9_می تونی هزار بار فیلم رومئو و ژولیت و نگاه کنی و گریه کنی .

 

10_و مهمتر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی .

 

11_یه چیز باحال : هم دامن می پوشی ... هم شلوار .

 

12_بهشتم که زیر پای امثال شماست ...

 

13_فقط تویی که می دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه .

 

14_ از قدیم گفتن : پشت سر هر مرد موفق یه زن با ذکاوت ایستاده .

 

15_چند تا از جنگهای تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده !

 

16_نماد الهه ی عشق ... زیبایی ...جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه .

17_ یادت باشه که خداوند همه ی جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن آفرید .

(خانم فاطمه زهرا)  

 

18_با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکواندو  و

از اینجور چیزا بری به یه چنگ و گیس کشی بسنده می کنی .

 

19_ هیچکی نمی دونه تو فکرت چی می گذره ؟ فروید پدر روانشناسی جهان گفته  :

بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هرگز پاسخ اون رو پیدا نکردم اینه که

یک زن چی می خواد ؟  

 

20 _هزار جور مدل خنده   داری که هر موقع یکی و تحویل بقیه می دی .  

+ تاريخ ٢٥ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ نويسنده :...تنهاترین عاشق:... نظرات ()

می دونم هر از گاهی دلت برام تنگ می شه ! همون دل بزرگی که جای من توشه 

اونقدر تنگ می شه که یادت می ره من اونجام ! دلتنگی هاتو از خودت بپرس !؟

و نگران هیچ چیز نباش من هنوز هستم هنوز خدات همون خداست !هنوز روحت

از جنس منه اما من نمی خوام تو همون باشی ! تو باید تو هر زمان بهترین باشی

نگران شکستن دلت نباش ...می دونی شیشه برای این شیشه ست چون قراره بشکنه

و جنسش عوض نمی شه و می دونی که من شکست ناپذیرم و تو منو داری ....

برای همیشه ! چون هر وقت گریه می کنی دستای مهربونم چشماتو نوازش

می کنن چون هر وقت تنها می شی تازه منو پیدا می کنی .

چون هر وقت بغضت نذاشت صدای لرزون و استوارت و بشنوم صدای خرد

شدن دیوار بین خودم  و خودت و شنیدم ...درسته منو فراموش کردی اما من

حتی سر انگشتات و از یاد نبردم .

دلم نمی خواد غمت و ببینم می خوام شاد باشی این و من می خوام تو هم می تونی

این و بخوای (خشنودی منو )

من هر شب که می خوابی روحت و نگه می دارم تا تازه بشه ...نگران نباش

دستای مهربونم قلبت و نگه می داره . شبهایی که خوابت نمی برد فکر می کنی

تنهایی ؟ اما نه من هنوز دل به دلت بیدارم ! فقط کافیه خوب گوش کنی و بشنوی

ندایی رو که تو رو صدا می زنه واسه زندگی کردن !

با عشق :    پرودرگارت .

 

 

  

 

 

 

+ تاريخ ٢٥ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ نويسنده :...تنهاترین عاشق:... نظرات ()

هم نفس    گلم    سلام  د یگه  یه گلوله آتیشم

مضحکه دوسم نداری دلم می خواد بیای پیشم

عجیبه  وقتی  نمی خوای  من یکی دیونه ترم

منتظرم  ناز  کنی  و  فقط   بشینم   ببینمت

 

 

 

یکی  می گفت  که  آدما  بیشترشون  اینجورین

برعکس  آرزوهاشون  عاشق  هم  تو   دورین

ولی تو چی؟ نه دوری و نه نزدیکی دلت می خواد

اولش  اینجور  نبودی  خوب  یادمه  یادت  میاد ؟

 

 

 

باز  که  مث  قبلیا شد  باز  که  می ذارمش  کنار 

چشات چه برقی می زنه تو قاب عکست  رو  دیوار  

راستی یه چیزی رو بگم ؟ پشت سرم حرف می زنن

می گن  که  جادو  کردنش  دوستن  اونا یا دشمنن ؟

 

 

 

همش می پرسن اون چی شد ؟ آره دیگه تو رو می گن

یکی می گفت اینجور کسا فکر یه آدم دیگن  ...؟!!!؟

چی  کار  کنم  خودت  بیا  جواب  حرفا    رو    بده

به  قول    جویای      هوا    بهمنه     نامساعده ....

 

 

 

به تو نمی شه راس نگم از این  خیالا  ترسیدم

از تو چه پنهون یه کمی پنهونی از تو  رنجیدم

به  اونا  چیزی  نمی گم  به هیچی  حرفی  نزدم

هر چیه  من  مال  توام  این  کارا رو خوب بلدم 

 

 

 

اما تا کی ؟ تا کی باید این نقشا رو بازی کنم ؟

حالا که راضین همه باید تو رو راضی کنم ؟

راستی عجب دنیایه کاراش عجیب و وارونس

 دیونه   کم بود   خودشم از همه بیشتر دیونه س

 

 

 

ببین گلم ...  بهشت من  !   طاقت  شونه هام  کمه

عین  یاس  همسایه  مون  شاخه  ی  آرزوم  خمه

زخم    زبون  آدما    هر    ثانیه    زیادتره ....

همش می گن کجاس؟ چی شد ؟ تو رونمی خواد ببینه؟

 

 

 

مادر بزرگ می گفت برو طالعتو یه جا ببین

منم آوردم  عکستو  گفتم   تو   فالم اینه  این ...

همه بهم می خندیدن تو هم بودی می خندیدی ؟

کاش خودتو به جای من می ذاشتی و می فهمیدی

 

 

 

خوب دیگه دردا خیلی شد به درد آوردم سرتو

گفتم   شاید  دریابی   این   دیونه ی  پرپر  تو

یه سر بزن یه کار بکن اینجا یه کم آروم بشه

منم  اگه  دوس  نداری  بگو    بذار تموم بشه

 

 

 

یه  نامه ی  تابستونی  تو  یه  شب  ابری تیر

تکلیفمو   روشن   کن  و حق  دل  منو بگیر

دوست دارم تکراریه خیلی بهت نیاز دارم

قلبمو با هرچی توشه واست تو نامه می ذارم

 

 

 

اگه دوسم داشتی که هیچ فقط رو نامه دس بکش

اگر  نه  راحت  بگو  ... بدون  من  نفس  بکش

فقط  حقیقتو  بگو  هر چی   تو   قلبت   می گذره

به حرف قلبت گوش بده  اینجوری خیلی بهتره ..؟!

 

 

+ تاريخ ٧ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ نويسنده :...تنهاترین عاشق:... نظرات ()

سلام خدای خودم باز کودکانه می نویسم چون صدای کودکانه زودتر بهت می رسه

خوشحالم از اینکه امسالم تونستم جرعه یی از مهربونیاتو جبران کنم ... مهمونت شدم

توام مث همیشه کم نذاشتی بر می گردم به عقب از روزایی که دل کوچیکم شکسته شد تا

وقتی ته ته دلم کلنجار رفتنام تو رو جلوم می دیدم هنوز حیرون اون اراده م نگو که صدا

 کردن دل شکسته م فریادهای خاموشم دخیل نبود واقعا راسته این جمله :

"  با تمام وجود گناه کردیم نه نعمت هایش را گرفت نه گناه ما رو فاش کرد اگه اطاعتش

کنیم چی می شه ؟ "  

خدایا این روزا شاهد چشای خواب زده م هستی دلم از همه ی  این دنیا گرفته

این روزا بیش از حد صدامو می شنوی خودت می دونی چرا ؟ خدایا این سکوت بدجور

داغونم می کنه . اینا رو همیشه بهت می گم !

دیشب آخرین شب تقدیر بود عجیبه همه  ی ما آدما فکر می کنیم وقتی سال جدید میاد

باید نو شد باید و باید هایی که همه می دونیم اما غافل از اینکه تقدیر یکسال مون تو این

شبا نوشته می شه دیشب خیلی دلم شکسته بود اینقد که از طلوع مهربونی نعمتت تا

غروب دلتنگی فقط و فقط با چشای پر از اشکم بهت خیره شده بودم ... نمی دونم چرا

اما اون لحظه مث همیشه احساس کردم تو ..... جمله رو نمی گم چون یه چیزیه بین

خودم و خودت نمی دونی چقد اون لحظه احساس آرامش کردم .... خدایا هیج وقت این

نعمتت و ازم نگیر تو بی پناهیا فقط تو پناهمی اینو می دونی ...

هرجای دنیایی دلم اونجاست .... من کعبه مو دور تو می سازم ... من پشت کردم به همه دنیا

تا رو به تو سجاده بندازم .

خدایا این روزا باز به حکمتت نگاه می کنم خودت می دونی از چی می گم و از چی

می نویسم  هر وقت می گم حکمت یاد دو چیز می افتم اولیش یاد اون دعایی که از روی

حکمت بهش نرسیدم بعدش وقتی دلیلش و فهمیدم به این نتیجه رسیدم که  هیچ کدوم از

کارات بی حکمت نیست  دومیش قصه ی کاغذ و آب بود !!! اینم با تمام وجودم حس کردم

یادته خدا وقتی اون کاغذ حکمت آب شد چقد به سجده ت افتادم و گریه کردم هنوزم

همون جور بارونیم ....

" گاهی پرستیدن عبادت نیست .... با اینکه سر رو مهر می ذاری ...گاهی برای دیدن

عشقت باید سر از رو مهر برداری ... یک عمر هر دردی به من دادی ...حس می کنم

عین نیازم بود ....جایی که افتادم به پای تو .... زیباترین جای نمازم بود  "

خدای مهربونم بازم رو حکمت می ذارم اماازت می خوام دل شکسته مو التیام بدی

خدایا  تقدیرمون و خوب بنویس ...دیشب گفتم نمی دونم وقتی دفعه ی بعدی همه مهمونت

می شن من باشم یا نه ؟ خوب باشم یا نه ؟ دلم همین طور باشه یا نه ؟ اما ازت می خوام

مث همیشه مواظبم باشی خدایا نشونه هات واسم یه تلنگره ...

خدایا نشونه ی حکمتت و ازت می خوام ...شاید یه لحظه اروم بگیره دل شکسته م

دلم خیلی چیزا می خواد خودت می دونی خودت خبر داری ...خودت می گی ارزش

یه دل شکسته پیشت از هر دلی بیشتره ...خودت گفتی شک نکن مهمونم و از در خونه م

نمی رونم ... چقد ما ادما بی تکلفیم وقتی از کسی دلگیریم با همه ی خوبیا باز رومون و

می کنیم اون ور خدایا تو چقدر بزرگی که با همه ی بدیا باز ما رو تو خونه ت راه می دی

و دست نوازش به سرمون می کشی !

خدایا نمی خوام یه آرزوی سوخته باشم نمی خوام. خدایا بازم مث دیشب آرومم کن

دستمو اومد سمتت اما پسشون نزن .

چه خوب شد که بارون یه باری از رو دوشم بر داشت .... راستی بازم ازت می خوام

راه درستی به اون کسایی که دل می شکنن نشون بدی و به خودم کمک کن اگه یه روزی

چیزی و شکستم دل نباشه !!!

خدایا بازم اشکامو پاک می کنی ؟ صادقانه .... عاشقانه ....بی بهانه .... " دوست دارم "

 

+ تاريخ ٢ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ نويسنده :...تنهاترین عاشق:... نظرات ()

 این پست حذف شد !!!!!!

+ تاريخ ٢٠ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ نويسنده :...تنهاترین عاشق:... نظرات ()

 

اشکایی که بی هوار  رو گونه هام می ریزه

دلی  که  از  همه ی  خاطره هات   لبریزه

 

 

دلی که می خواد بمونه تنی باید بره 

حرفی   که  تو  دلمه  اما ندونی بهتره 

 

 

بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده 

بی خیال قلبی که این همه تنها مونده 

 

 

اخه  دنیای  تو  دنیای  دلای   سنگیه

واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه ؟ 

 

 

 

مث  تنهایی  می مونه  با   تو همسفر شدن 

توی شهر عاشقی بی خودی در به در شدن

 

 

 

حال و روز مو ببین تا که نگی تنها رفت 

اهل عشق و عاشقی نبود و بی پروا رفت 

 

 

بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده

بی خیال قلبی که اینهمه تنها مونده ...!؟

 

 

 

+ تاريخ ۱٢ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ نويسنده :...تنهاترین عاشق:... نظرات ()