سلام خدای خودم باز کودکانه می نویسم چون صدای کودکانه زودتر بهت می رسه
خوشحالم از اینکه امسالم تونستم جرعه یی از مهربونیاتو جبران کنم ... مهمونت شدم
توام مث همیشه کم نذاشتی بر می گردم به عقب از روزایی که دل کوچیکم شکسته شد تا
وقتی ته ته دلم کلنجار رفتنام تو رو جلوم می دیدم هنوز حیرون اون اراده م نگو که صدا
کردن دل شکسته م فریادهای خاموشم دخیل نبود واقعا راسته این جمله :
" با تمام وجود گناه کردیم نه نعمت هایش را گرفت نه گناه ما رو فاش کرد اگه اطاعتش
کنیم چی می شه ؟ "
خدایا این روزا شاهد چشای خواب زده م هستی دلم از همه ی این دنیا گرفته
این روزا بیش از حد صدامو می شنوی خودت می دونی چرا ؟ خدایا این سکوت بدجور
داغونم می کنه . اینا رو همیشه بهت می گم !
دیشب آخرین شب تقدیر بود عجیبه همه ی ما آدما فکر می کنیم وقتی سال جدید میاد
باید نو شد باید و باید هایی که همه می دونیم اما غافل از اینکه تقدیر یکسال مون تو این
شبا نوشته می شه دیشب خیلی دلم شکسته بود اینقد که از طلوع مهربونی نعمتت تا
غروب دلتنگی فقط و فقط با چشای پر از اشکم بهت خیره شده بودم ... نمی دونم چرا
اما اون لحظه مث همیشه احساس کردم تو ..... جمله رو نمی گم چون یه چیزیه بین
خودم و خودت نمی دونی چقد اون لحظه احساس آرامش کردم .... خدایا هیج وقت این
نعمتت و ازم نگیر تو بی پناهیا فقط تو پناهمی اینو می دونی ...
هرجای دنیایی دلم اونجاست .... من کعبه مو دور تو می سازم ... من پشت کردم به همه دنیا
تا رو به تو سجاده بندازم .
خدایا این روزا باز به حکمتت نگاه می کنم خودت می دونی از چی می گم و از چی
می نویسم هر وقت می گم حکمت یاد دو چیز می افتم اولیش یاد اون دعایی که از روی
حکمت بهش نرسیدم بعدش وقتی دلیلش و فهمیدم به این نتیجه رسیدم که هیچ کدوم از
کارات بی حکمت نیست دومیش قصه ی کاغذ و آب بود !!! اینم با تمام وجودم حس کردم
یادته خدا وقتی اون کاغذ حکمت آب شد چقد به سجده ت افتادم و گریه کردم هنوزم
همون جور بارونیم ....
" گاهی پرستیدن عبادت نیست .... با اینکه سر رو مهر می ذاری ...گاهی برای دیدن
عشقت باید سر از رو مهر برداری ... یک عمر هر دردی به من دادی ...حس می کنم
عین نیازم بود ....جایی که افتادم به پای تو .... زیباترین جای نمازم بود "
خدای مهربونم بازم رو حکمت می ذارم اماازت می خوام دل شکسته مو التیام بدی
خدایا تقدیرمون و خوب بنویس ...دیشب گفتم نمی دونم وقتی دفعه ی بعدی همه مهمونت
می شن من باشم یا نه ؟ خوب باشم یا نه ؟ دلم همین طور باشه یا نه ؟ اما ازت می خوام
مث همیشه مواظبم باشی خدایا نشونه هات واسم یه تلنگره ...
خدایا نشونه ی حکمتت و ازت می خوام ...شاید یه لحظه اروم بگیره دل شکسته م
دلم خیلی چیزا می خواد خودت می دونی خودت خبر داری ...خودت می گی ارزش
یه دل شکسته پیشت از هر دلی بیشتره ...خودت گفتی شک نکن مهمونم و از در خونه م
نمی رونم ... چقد ما ادما بی تکلفیم وقتی از کسی دلگیریم با همه ی خوبیا باز رومون و
می کنیم اون ور خدایا تو چقدر بزرگی که با همه ی بدیا باز ما رو تو خونه ت راه می دی
و دست نوازش به سرمون می کشی !
خدایا نمی خوام یه آرزوی سوخته باشم نمی خوام. خدایا بازم مث دیشب آرومم کن
دستمو اومد سمتت اما پسشون نزن .
چه خوب شد که بارون یه باری از رو دوشم بر داشت .... راستی بازم ازت می خوام
راه درستی به اون کسایی که دل می شکنن نشون بدی و به خودم کمک کن اگه یه روزی
چیزی و شکستم دل نباشه !!!
خدایا بازم اشکامو پاک می کنی ؟ صادقانه .... عاشقانه ....بی بهانه .... " دوست دارم "